برای بیان مطالب و برنامه های در خواستییتان روی اينجا كليك كنيد زیر کلیک کنید

با عضويت در اين وبلاگ
ميتوانيد به خفن ترين بخش ان دست يابيد
همچنين ميتوانيد عكسهاي نويسندگان وبلاگ را مشاهده كنيد![]()
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:یه دختر کله شق+متفکر در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
برای افزایش بازدید وبلاگتان در لینک باکس ما ثبت نام کنید
برای ثبت لینکتان در لینک باکس ما روی اینجاکلیک کنید
اسم:ساناز
سن:16
محل سكونت:تهران(نارمك)
<<خيلي دوستون دارم و از اينكه اومدين تو وبلاگ خوشحالم ضمنا حتما حتما نظر بديدا >>
![]()
دانلود
نرم افزارچت و مسنجر
نرم افزار فشرده ساز
نرم افزار طراحي
نرم افزار اينترنت
فونت و آيكون
ابزار فتوشاپ
نرم افزار كاربردي
نرم افزار جالب
دانلود اهنگ و رپ
دانلود كتاب هاي الكترونيكي
ديگر موارد
موبايل
ابزار سوني اريكسون
ابزارنوكيا
ابزار موتورالا
ابزار ديگر موبايلها
ابزار مشترك گوشي ها
انواع تم براي همه ي گوشي ها
بازي انواع موبايل
آنتي ويروس براي انواع موبايل
فارسي ساز انواع موبايل
كدهاي مخفي انواع موبايل
كليپ موبايل
ديگـر موارد
آموزش
آموزش كامپيوتر
آموزش وبلاگ نويسي
آموزش هك و امنـيت
آموزش فتو شاب
آموزشهايي در مورد بيت سازي
آموزشهايي در مورد رپ خوندن
ديگر موارد
طنزو سرگرمي
جك و پيامك
شعر هاي عاشقانه
مطالب خنده دار راجب دخترها
مطالبي خنده دار در مورد پسرها
نامه ها و نوشته هاي خنده دار
معرفي بهتري سايتها و وبلاگها
ديگر موارد
وب
كدهـاي جاوا اسكريپت
آموزش كدهاي جاوا اسكريپت
آموزش ساخت صفحات وب
قالب ويلاگ
آموزش ساخت بنر و فلش
ديگر موارد
ترفندستان
ترفندهاي ياهو مسنجر
ترفندهاي ويندوز
ترفندهاي رجيستري
ترفندهاي نت پد
ترفندهاي موبايل
ترفندهاي موتور جستجو
ديگر موارد
متفرقه
اخبار وبلاگ
تبادل لينك و تبليغات
راه هاي كسب در آمد اينترنتي
پاسخ به سوالات شما
ديگر موارد
.:: محصولات آماده ي فروش وبلاگ::.
۲۵۰ سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم یه ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید بشدت غمگین شد چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود ، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض ۶ ماه زیباترین گل را برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آمیختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید.
روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند. لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود. همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است. شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت… همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود.
[+]
نوشته شده توسط آرتمیس در 21:25
|
|
هر کسی را خواندم مرا از یاد برد
هر کس را جستم مرا گم کرد
و هر کی را که بخشیدم مرا شکست
زندگی همین است
آمدن برا رفتن
زیستن برای رنده بودن
گشتن برای نیافتن
و خواستن برای نرسیدن........................

[+]
نوشته شده توسط بهزاد در 4:19
|
|

[+]
نوشته شده توسط مسیحا در 12:14
|
|
کنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
که اسفنديارش يکي disk داد بگفتا به رستم که اي نيکزاد
در اين disk باشد يکي file ناب که بگرفتم از سايت افراسياب
برو خرمي کن بدين disk هان که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر آرام و طاقت نداشت مر آن disk را در drive اش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يکي list از root ديسکت گرفت
در آن disk ديدش يکي file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سيستمش کرد hang که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانسش رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش وزان disk و برنامه قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يکي ديسک bootable آورد پيش
يکي toolkit اندرآن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکي رمز virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيک بشناختش مر از bootsector بر انداختش
يکي ضربه زد بر سرش toolkit که هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه اين سان مکن ز رايانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر disk ز اسفنديار
[+]
نوشته شده توسط (ساناز) در 1:29
|
|